آوای سرحد – آموزش و پرورش یکی از مهم‌ترین ارکان توسعه هر کشوری است؛ چرا که آینده یک جامعه از کلاس‌های درس امروز ساخته می‌شود. اما در سال‌های اخیر، وضعیت معیشتی فرهنگیان به مرحله‌ای بحرانی رسیده و شکاف میان جایگاه واقعی این قشر با شرایط اقتصادی و اجتماعی آنان، به یک دغدغه جدی تبدیل شده است.

معلمی که باید محور تربیت نسل آینده باشد، امروز خود درگیر فشارهای سنگین اقتصادی، تورم، افزایش هزینه‌های زندگی و دغدغه‌های معیشتی است. وقتی یک معلم برای تأمین نیازهای اولیه زندگی خود با مشکل مواجه باشد، طبیعی است که بخش زیادی از انرژی ذهنی او به جای تمرکز بر تعلیم، تربیت، خلاقیت و رشد دانش‌آموزان، صرف حل مشکلات روزمره شود.

معلم باید از عزت نفس و آرامش روانی برخوردار باشد. شأن معلم تنها به میزان حقوق و مزایا محدود نمی‌شود، بلکه جایگاه اجتماعی او نیز تحت تأثیر شرایط اقتصادی قرار دارد. جامعه‌ای که معلم آن احساس بی‌ثباتی، نگرانی و شرمندگی در برابر خانواده خود داشته باشد، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که نظام آموزشی آن با انگیزه و قدرت کافی حرکت کند.

امروز بسیاری از فرهنگیان برای جبران فاصله درآمد و هزینه‌های زندگی به دنبال شغل‌های دوم و فعالیت‌های جانبی هستند؛ اما ماهیت شغل معلمی به گونه‌ای است که امکان اشتغال دوم برای بسیاری از آنان دشوار است. معلم نیازمند مطالعه، به‌روزرسانی دانش، ارتباط با دانش‌آموزان و آمادگی ذهنی دائمی است و نباید بخش مهمی از توان خود را صرف فعالیت‌هایی خارج از حوزه تخصصی خود کند.

یکی از دلایلی که در طول سال‌ها باعث شده آموزش و پرورش کمتر مورد توجه اقتصادی قرار گیرد، نگاه صرفاً هزینه‌ای به این وزارتخانه بوده است. در حالی که آموزش و پرورش یک هزینه مصرفی نیست؛ بلکه یک سرمایه‌گذاری بلندمدت برای ساختن سرمایه انسانی کشور است. نیروی انسانی توانمند، متخصص و خلاق از مسیر آموزش و پرورش عبور می‌کند و هیچ کشوری بدون توجه به این بخش نمی‌تواند به توسعه پایدار برسد.

با این حال، اصلاح وضعیت معیشتی فرهنگیان تنها با افزایش بودجه دولتی امکان‌پذیر نیست و باید به سمت ایجاد منابع درآمدی پایدار، قانونی و اختصاصی برای آموزش و پرورش حرکت کرد. یکی از پیشنهادهای قابل بررسی، ایجاد «معاونت اقتصادی و خودکفایی آموزش و پرورش» است؛ نهادی که مأموریت آن شناسایی ظرفیت‌های اقتصادی این وزارتخانه و تبدیل دارایی‌های موجود به منابع پایدار باشد.

آموزش و پرورش دارای ظرفیت‌های بسیار گسترده‌ای است که تاکنون کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. بخش قابل توجهی از مدارس در مناطق مناسب شهری قرار دارند و برخی از آنها دارای زمین‌ها و فضاهای قابل بهره‌برداری هستند. می‌توان با حفظ کاربری آموزشی و رعایت قوانین، بخشی از ظرفیت‌های جانبی این املاک را برای ایجاد درآمد پایدار به کار گرفت؛ برای مثال ایجاد فضاهای تجاری در بخش‌هایی از زمین‌های مدارس که در مجاورت خیابان‌های اصلی قرار دارند و اجاره دادن آنها. در مقیاس ملی، این اقدام می‌تواند به ایجاد هزاران فرصت اقتصادی و درآمد قابل توجه برای حمایت از نظام آموزشی منجر شود.

همچنین راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره‌ای ویژه فرهنگیان، مشابه مدل‌های موفق فروشگاه‌های زنجیره‌ای کشور، می‌تواند یکی دیگر از مسیرهای درآمدزایی و ارائه خدمات اقتصادی به فرهنگیان باشد. استفاده از ظرفیت همین فضاهای تجاری ایجادشده در مدارس یا سایر دارایی‌های آموزش و پرورش می‌تواند به ایجاد یک شبکه اقتصادی پایدار کمک کند.

ایجاد فروشگاه‌های تخصصی لوازم خانگی و کالاهای ضروری برای فرهنگیان نیز می‌تواند در قالب یک مجموعه اقتصادی بزرگ شکل بگیرد؛ مجموعه‌ای که علاوه بر ارائه خدمات مناسب به معلمان، بخشی از سود آن صرف ارتقای رفاه فرهنگیان و تقویت فعالیت‌های آموزشی شود.

در حوزه تأمین مالی نیز نباید ظرفیت‌های موجود مانند صندوق ذخیره فرهنگیان نادیده گرفته شود. می‌توان با برنامه‌ریزی دقیق و شفاف، از منابع این صندوق برای پروژه‌های اقتصادی سودآور استفاده کرد؛ به گونه‌ای که سرمایه صندوق حفظ شود و از محل درآمد پروژه‌ها، هم منافع فرهنگیان تأمین شود و هم منابع صندوق تقویت گردد. حتی در برخی پروژه‌های عمرانی می‌توان مدل‌هایی طراحی کرد که صندوق در ساخت‌وساز مشارکت کند و در مقابل، از منافع بلندمدت اجاره‌ای یا بهره‌برداری آن بهره‌مند شود.

البته هرگونه فعالیت اقتصادی در آموزش و پرورش باید با شفافیت کامل، نظارت دقیق و با هدف خدمت به فرهنگیان انجام شود، نه ایجاد فرصت‌های غیرشفاف برای گروه‌های خاص. هدف اصلی باید این باشد که دارایی‌ها و ظرفیت‌های عظیم آموزش و پرورش به جای راکد ماندن، به پشتوانه‌ای برای ارتقای جایگاه معلمان تبدیل شود.

در نهایت باید نگاه جامعه و مدیران کشور به آموزش و پرورش تغییر کند. آموزش و پرورش صرفاً یک دستگاه اداری با هزینه‌های جاری نیست؛ بلکه کارخانه تولید سرمایه انسانی کشور است. اگر امروز برای معلم سرمایه‌گذاری نکنیم، فردا باید هزینه‌های سنگین‌تری برای ضعف‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی پرداخت کنیم.

معلم باانگیزه، با آرامش و دارای جایگاه اجتماعی، مهم‌ترین سرمایه یک کشور است. آینده ایران از کلاس‌های درس ساخته می‌شود و شایسته است که این کلاس‌ها را معلمانی اداره کنند که دغدغه اصلی‌شان ساختن آینده باشد، نه عبور از مشکلات معیشتی امروز.

انتهای پیام/