آوای سرحد – آب، تنها مایعی برای رفع تشنگی نیست. آب، نبض زندگی است. هر قطره آن، ادامه حیات انسان، درخت، پرنده و تمام موجوداتی است که خداوند بر این زمین گسترانده است. امروز اما این نبض، آرامتر از همیشه میتپد و صدای تشنگی، از گوشه و کنار سرزمینمان به گوش میرسد.
کشور ما سالهاست با خشکسالی دست و پنجه نرم میکند و سیستان و بلوچستان بیش از بسیاری از نقاط دیگر، سنگینی این بحران را بر دوش میکشد. شهرستان خاش نیز از این قاعده مستثنا نیست. روزهایی که شیر آب را باز میکنیم و قطرهای از آن جاری نمیشود، تنها یک اختلال در شبکه نیست. این، هشداری است که طبیعت به ما میدهد. هشداری که اگر آن را نشنویم، فردا بهای سنگینتری خواهیم پرداخت.
نخستین حقیقت، کاهش بارندگیهاست. آسمان سالهاست که بر این دیار کمتر باریده است. جز دعا و توسل به درگاه پروردگار، چه کسی میتواند ابرهای رحمت را به سوی این سرزمین روانه کند؟ امیدواریم خداوند به حرمت بندگان صالح، به برکت درختان، حیوانات، گیاهان و همه موجوداتی که تشنه رحمت او هستند، بار دیگر باران را مهمان این خاک کند و لبخند را به لب کشاورزان و مردم بازگرداند.
اما همه حقیقت، در آسمان خلاصه نمیشود. بخشی از بحران، روی زمین رقم خورده است.
شبکه آبرسانی خاش، دیگر پاسخگوی نیاز امروز شهر نیست. لولههایی که سالها پیش برای جمعیتی بسیار کمتر طراحی شدهاند، امروز باید بار چندین برابر را تحمل کنند. نشتیهایی که گاهی هفتهها و حتی ماهها ادامه پیدا میکنند، هر روز هزاران لیتر آب را از میان کوچهها عبور میدهند و کسی به آن عادت کرده است. خاش دیگر شهر بیست سال قبل نیست. جمعیت افزایش یافته، نیازها بیشتر شده و برنامهریزی نیز باید متناسب با همین واقعیت تغییر کند. تأمین آب پایدار، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. اجرای طرحهای انتقال آب از کارواندر، مطالعه جدی انتقال آب از دریا و نوسازی شبکه فرسوده باید در اولویت تصمیمهای کلان قرار گیرد.
اما اگر در همین نقطه توقف کنیم و همه تقصیرها را متوجه دولت بدانیم، از کنار بخش مهمی از حقیقت گذشتهایم.
جامعهای که فرهنگ مصرف در آن اصلاح نشود، حتی با بهترین زیرساختها نیز دچار بحران خواهد شد.
تلخ است اما باید پذیرفت که بخشی از کمبود آب، محصول رفتارهای خود ماست. انشعابهای غیرمجاز، استفاده از پمپهایی که حق همسایه را پایمال میکنند، شستوشوی بیدلیل حیاط و کوچه، آبیاری غیراصولی باغچهها و مصرف بیرویه آب در کارهای روزمره، زخمهایی هستند که هر روز عمیقتر میشوند. گاهی در یک کوچه، مادری ظرفهای خالی را مقابل شیر آب گذاشته و چشمانتظار آمدن آب است، اما چند قدم آنطرفتر، آب زلال بیوقفه در جویها جاری است. این فقط اسراف نیست، این نادیده گرفتن حق دیگران است.
قرآن کریم اسراف را دوست ندارد. خداوند، اسرافکنندگان را مورد نکوهش قرار داده است. نعمتی که قدرش دانسته نشود، ماندگار نخواهد بود.
دیروز خودم این واقعیت را با تمام وجود لمس کردم. در خانه حتی یک قطره آب از شیر جاری نمیشد. برای خرید نان از منزل خارج شدم. در همان حال، همسایهای را دیدم که با آب، کوچه را میشست. لحظهای ایستادم و به این تناقض تلخ فکر کردم. در یک نقطه شهر، خانوادهای برای یک سطل آب درمانده است و چند متر آنسوتر، همان نعمت الهی بیمحابا بر زمین ریخته میشود. خواستم چیزی بگویم، اما سکوت کردم. با خود گفتم شاید مشکل ما، پیش از آنکه کمبود آب باشد، کمبود فرهنگ مصرف است.
فرهنگ، با بخشنامه ساخته نمیشود. فرهنگ از خانهها آغاز میشود. از همان لحظهای که شیر آب را میبندیم. از همان زمانی که به جای فکر کردن به آسایش خود، حق همسایه را نیز میبینیم. از همان روزی که فرزندانمان یاد بگیرند آب، کالایی ارزان نیست، بلکه امانتی الهی است.
اگر هر خانواده تنها چند لیتر در روز صرفهجویی کند، حاصل آن میلیونها لیتر آب خواهد بود. اگر هر شهروند تنها اندکی انصاف را چاشنی مصرف خود کند، شاید صدها خانواده دیگر، شب را بدون تشنگی به صبح برسانند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، به جای سرزنش یکدیگر، باید دست در دست هم بدهیم. دولت باید زیرساختها را اصلاح کند، طرحهای بزرگ تأمین آب را با جدیت دنبال کند و هدررفت شبکه را کاهش دهد. مردم نیز باید سبک زندگی خود را تغییر دهند. هیچکدام بدون دیگری راه به جایی نخواهند برد.
شاید خداوند این روزهای سخت را امتحانی برای ما قرار داده است. امتحانی برای سنجیدن عقل، انصاف، همدلی و شکرگزاری ما. شاید رحمت الهی، زمانی نازل شود که ما نیز نشان دهیم قدر نعمتهایش را میدانیم.
بیایید از امروز، از همین لحظه، از خانه خودمان آغاز کنیم. بیایید خودمان فرهنگمان را بسازیم؛ فرهنگی که در آن، هر قطره آب، احترام به حق یک انسان باشد.
انتهای پیام/